1- فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمات مادی

در این حالت از فعل، علی رغم مادی و غیر اصابتی بودن، صدمه وارده بر جسم مجنی علیه فیزیکی و مادی بوده و همین مطلب موجب مرگ وی می گردد. برای مثال در صورتی که مرتکب از بام آپارتمانی بلند، مجنی علیه را در حالت غفلت و ترس، بترساند و در اثر این ترس، وی به پایین پرتاپ شده و در اثر برخورد با زمین بمیرد یا مرتکب در تاریکی شب، قربانی را بترساند و در اثر این ترس، وی زمین خورده و به هلاکت برسد، علی رغم غیر اصابتی بودن فعل ارتکابی، صدمه وارده مادی بوده و بر جسم قربانی اثر مادی و قابل رویت بر جای می گذارد. ماده 499 در این خصوص بیان یم دارد« هرگاه كسي ديگري را بترساند و آن شخص در اثر ترس بياختيار فرار كند يا بدون اختيار حركتي از او سر بزند كه موجب ايراد صدمه بر خودش يا ديگري گردد، ترساننده حسب تعاريف جنايات عمدي و غيرعمدي مسؤول است»، طبق ماده در این حالت نیز عمل فرد، ترساندن، که عملی مادی و غیر اصابتی است، می باشد و این عمل، موجب صدمه مادی بر جسم قربانی بر اثر پرتاب کردن یا به درون چاه افتادن می شود. مشروط کردن ضمان ترساننده به حالتی که ترس، موجب زوال اراده و اختیار قاتل گردد نیز، کاملا منطقی است، زیرا در غیر این صورت، فرد با اراده و اختیار، خود را پرتاب نموده است و در نتیجه رابطه استناد بین فعل مرتکب و نتیجه حاصله قطع خواهد شد(آقایی نیا: پیشین، 52).

3-3-1-2-2-فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه معنوی

در این حالت از فعل، مرتکب با انجام فعلی غیر اصابتی مانند ترساندن، به هیجان شدید انداختن و مانند آن، موجب بروز فعل و انفعالاتی در دستگاه عصبی و روانی قربانی و نهایتا مرگ وی می گردد. در حقیقت در اینجا در اثر فعل مرتکب، بر روح و روان و سیستم عصبی مجنی علیه آسیب وارده آمده و در اثر این آسیب وی فوت می کند. مانند ترساندن فردی در تاریکی و فوت او در اثر ترس، چاپ اعلامیه دروغین فوت فرزند کسی و مرگ او، خبر دادن دروغ به فرد با غیرتی مبنی بر انجام عمل منافی عفت توسط زن یا دختر او، خبر دادن دروغ به زنی به اینکه شوهرش همسر دیگری دارد، دادن خبر دروغ قبول شدن فرزند کسی در کنکور با علم به بیماری قلبی او و در نتیجه به هیجان افتادن و وقوع مرگ وی، همگی در این دسته از افعال قرار می گیرند. در فقه امامیه نیز این موضوع مورد اعتنای فقها قرار گرفته است. البته فقها عمدتا از این نوع از فعل در حالت ترساندن شخصی توسط دیگری بحث کرده اند. صاحب جواهر پس از طرح مساله مربوط به فریاد کشیدن مرتکب روی انسان بالغ، ضمان را منتفی دانسته است، مگر آنکه علم به وجود رابطه استناد حاصل گردد(نجفی: پیشین، 54).

برخی دیگر موضوع را با توجه به وضعیت مجنی علیه به دو حالت تقسیم کرده و در حالت ترساندن فرد بالغ، اصل را بر عدم ضمان دانسته و مدعی را نیازمند اثبات رابطه استناد می دانند؛ در حالیکه در مورد ترساندن صغیر، مریض و فرد ترسو اصل را بر ضمان گذاشته و عدم وجود رابطه استناد را نیازمند اثبات می دانند. در مقابل این عده، برخی دیگر از فقهای معاصر بدون توجه به وضعیت مجنی علیه و در هر حال، در صورت اثبات رابطه استناد، مرتکب را ضامن دانسته اند.

مشاهده می شود که نظر فقها در این مورد ماهیتا هیچ اختلافی با هم نداشته و صرفا اختلاف آنها، در مورد اثبات رابطه استناد بین ترساندن و مرگ مجنی علیه است، که در آینده بیشتر به آن خواهیم پرداخت. به هرحال قانونگذار نیز با پیروی از فقهای شیعه اقدام به وضع ماده 501 قانون مجازات اسلامی نموده است که به موجب آن« هرگاه كسي به روي شخصي سلاح بكشد يا حيواني مانند سگ را به سوي او برانگيزد يا هر كار ديگري كه موجب هراس او مي گردد مانند فرياد كشيدن يا انفجار صوتي انجام دهد و بر اثر اين ارعاب، شخص بميرد يا مصدوم گردد حسب مورد بر اساس تعاريف انواع جنايات به قصاص يا ديه محكوم مي شود».

دقت در ماده فوق نشان می دهد که اولا مرگ مندرج در آن، در اثر فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه معنوی است و نه انواع دیگر فعل؛ زیرا در ماده پس از طرح مساله، مقنن مقرر داشته است و بر اثر این ارعاب آن شخص بمیرد که ظهور در صدمه معنوی مجنی علیه دارد. خصوصا آنکه همانطور که گفته شد ماده 499، حاکم بر فعل مادی غیر اصابتی منجر به صدمه مادی است. دوم آنکه موارد مذکور در ماده تمثیلی بوده و هر نوع صدمه معنوی دیگر مانند به هیجان افتادن شدید و نیز دادن خبر غمناک به دیگری یا چسباندن دروغ اطلاعیه فوت فرزند قربانی را نیز در بر می گیرد( سپهوند: پیشین، 43).

 

 

دسته بندی : دسته‌بندی نشده

دیدگاهتان را بنویسید